ایمیل ها
برای کسی که دوست نداشت در آینه آیدا بماند
٢) تنها بودی
من آمدم
تنهاترشدی
٠١) تنهاییمان را آورده بودیم
تا با هم قسمت کنیم
به توان هم رفت
٤ ) ما دو نفر بودیم
به هم رسیدیم
نصف شدیم
٠١٠ ) می خواستم پس از آمدنت تمام داستان های جهان را برایت تعریف کنم
آمدی
و سکوت تمام داستان ها را فرا گرفت
۶ ) افسانه ها دعوتمان کردند به مهمانی شان
ما خودمان را بیرون کشیدیم
وبرای افسانه دیگران دست زدیم
٠١۱ ) سکوت می توانست لال بمیرد
اما قادر نبود
اسمت را بر زبان نیاورد
٨) دیوانه بودی
عاشقت شدم
بعد تو عاقل شدی
من دیوانه تر
١٠٠) دیوانگی چیزی کم داشت
ومجنون سر از کتاب لیلی در آورد
من که اصلأ سر در نمی آورم
ده) تنها بوسه بود که پژواک می فرستاد
بی آنکه لبی به التماس بیافتد
مشخص نبود فاصله روی خط سیم ها
١١٠ ) کوه ها می شنیدند ردپای سیم ها را
حسادتشان گل کرد
و خبر بوسه ها دهان به دهان پژواک